مردمیکردن فعالیتهای فرهنگی، فراتر از واگذاری صرف وظایف، به معنای ایجاد یک نظام حکمرانی شبکهای است که در آن، نقش دولت از متصدی به سیاستگذار و تسهیلگر تبدیل میشود و مردم و نهادهای مدنی به بازیگران اصلی عرصه فرهنگ بدل میگردند. این رویکرد، تجلی حق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت فرهنگی خویش است. با تمرکز بر این اصل، فرآیند تولید فرهنگی بر اساس نیازسنجیهای محلی، ظرفیتهای بومی و سنتهای موردقبول خود جامعه شکل میگیرد. این شیوه، تضمینکننده افزایش تأثیرگذاری و ماندگاری فعالیتها است؛ چراکه فرهنگ در این نگاه، امری پویا و برآمده از بطن جامعه است؛ نه پدیدهای ایستا و دستوری.
واگذاری امور فرهنگی به مردم و اعتماد به کنشگران اجتماعی، دستاوردهای مهمی نظیر شکستن تمرکزگرایی و توزیع عادلانه فرصتها را در پی دارد. وقتی مدیریت فرهنگ به کانونهای فرهنگی محلی، مساجد و مؤسسات مردمی واگذار میشود، توانمندسازی جامعه محلی و امکان بهرهگیری بهتر از ظرفیتهای نخبگانی فراهم میآید. این مشارکت، تضمین میکند که فعالیتها ریشه در انگیزهها و دغدغههای واقعی مردم داشته باشند. در نتیجه، این فرآیند موجب ارتقای حس مسئولیتپذیری اجتماعی، ایجاد همافزایی میان گروههای مردمی و تقویت همبستگی ملی حول محورهای فرهنگی و ارزشی مشترک خواهد شد.
این منشور با درک عمیق از ضرورتها و مزایای مردمیسازی، در صدد است تا با ارائه یک نقشه راه، مسیر حرکت را روشن سازد. 13 نکته کلیدی که در پی میآیند، حاصل بررسی دقیق مهمترین راهکارهای مؤثر برای غلبه بر موانع کار فرهنگی هستند. این نکات، مهمترین چارچوبها و سازوکارهایی است که نقش نهادهای فرهنگی را در به میدان آوردن گروههای مردمی ترسیم میکنند تا یک نظام همکارانه فرهنگی را محقق سازند.