در جستوجوی بنیادهای اصیل هنر، پرسش از نسبت هنر با حقیقت و دین، همواره محور اصلی تأملات بوده است. این نوشتار بر آن است تا با بهرهگیری از بیانات استاد محسن قنبریان، گامی در بازشناسی هویت واقعی هنر بردارد. در این مسیر، مفاهیم کلیدی چون «ربیون» بهعنوان حلقههای پیونددهنده عالم معنا با جهان مادی و نقش هنر در تجلی بخشیدن به مفاهیم بلند توحیدی در کالبدهای بیانی نوین، مورد کاوش قرار میگیرد.
مباحث از خاستگاه وحیانی هنر آغاز میشود و با بررسی نمونههای تاریخی و قرآنی، چگونگی بهرهگیری انبیاء و اولیاء از قالبهای هنری برای انتقال پیام را روشن میسازد. تحلیل نسبت هنر با معجزه پیامبران و تأثیر این رابطه بر شکلگیری هنرهای هر تمدن، از دیگر محورهای اساسی این بررسی است. در این بخش، نمونههای عینی مانند سبک مستندسازی شهید آوینی بهعنوان الگویی از تلفیق نگاه توحیدی با بیانی هنرمندانه تحلیل میگردد.
در مواجهه با چالشهای جهان معاصر، از جمله سلطه بازار بر هنر و محدودیتهای سفارشی، راهکارهای عملی برای حفظ استقلال فکری هنرمند ارائه میشود. تأکید بر لزوم ایجاد فضای تنفسی برای هنرمند، نقش «فذّکر» بهعنوان رکن اصلی حفظ جهتگیری توحیدی و ضرورت تشکیل زنجیره ارزش میان صاحبان معارف و هنرمندان، از جمله پیشنهادهای مطرح در این عرصه است.
سرانجام، با تعریف هنرمند حقیقی بهعنوان کسی که از تکرار میپرهیزد و همواره در پی آفرینش آثاری یگانه و همسو با حرکت دائمی هستی است، این شماره از شمسه، تصویری از هنر متعهد ترسیم میکند. هنری که ریشه در مبانی اصیل حکمی و عرفانی دارد و درعینحال، قادر است در جهان پرچالش امروز، زبان گویای حقیقت باشد و پیام خود را به مخاطبانش برساند.